خرید بک لینک
یاد اون شعر از اون بنده خدا افتادم که میگه :

پس از آن غروب رفتن، اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر، تو بیا شروع من باش

شب و از قصه جدا کن، چکه کن رو باورمن

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

=======

اسم تو ببخش به لبهام، بی تو خالیه نفسهام

خط بکش رو باور من، زیر سایبون دستام

خواب سبز رازقی باش، عاشقِ همیشگی باش

خسته ام از تلخیِ شب، تو طلوع زندگیم باش

=======

=======

من پر از حرف سکوتم، خالیم رو به سقوطم

بی تو و آبیِ عشقه، تشنه ام کویر لوتم

نمی خوام آشفته باشم، آرزوی خفته باشم

تو نذار آخر قصه، حرفمو نگفته باشم

ما کاره ای نیستیم اینجا

همه چی در دست توست


برچسبها: هیچکاره

برچسب: نویسنده: مینا رستمی تاريخ: چهارشنبه 3 خرداد 1396 ساعت: 17:24

صفحه بندی